این پست مخاطب مخصوص داره گفته باشمامیدوارم که یه روزی اینجا رو بخونی.نمیدونم چه حسی داری,دیوانه ای یا هر چیز دیگه ولی حق نداری با زندگی یه نفر دیگه بازی کنینمیدونم چرا ازدواج کردی ولی میدونم هرچی بوده به زور نبوده و همسرت کسی نیست که واست کم گذاشته باشه که کاش کم گذاشته بود, ادم ساده و گلابی هم نیست که بگیم اون دل…رو زده, ولی چرا در عرض 3 سال زندگی الان باید به این فکر کنه که چطوری سومین نفر رو از زندگیش بندازه بیرون و در برابر یه سوال ساده من که دوست جون خوبی؟ چرا گرفته ای ؟وسط حیاط چشمهاش پر از اشک بشه و روزش رو با بغض باز کنه.نتونستم بهش بگم که فکر طلاقش درسته, نتونستم بگم که ترکت کنه, تنها بهت زده بهش نگاه کردم و گفتم جات رو نده به کس دیگه ولی خودتم از بین نبر. اون هیچی خودت زندگیت رو دوست نداری؟ تو که تا گفت طلاق مثل چی پشیمون شدی چرا کاری کردی که دلش بلرزه وقتی میخواد بره مسافرت.دلش بلرزه وقتی تلفن رو نگاه کنه دلش بلرزه وقتی پات رو از خونه میذاری بیرون.کاش دوستم بیشعور بود و بی خیال.انقدر پست نباش.
پ.ن:دکتری چیزی نمیشناسید من این دیدم رو عمل کنم؟فعلا زوم کرده رو بدی ها!