نگاشته شده توسط: yas | اکتبر 22, 2007

برمیگردم

من امشب دارم برمیگردم تهران و یه هفته به همه درسها تعطیلات دادم!اون درس قشنگ رو که بی تعارف خیلی دوست داشتم بگذرونم , حذف کردم, چون رفتم سر کلاس و بین اون 7-8 تا دختر و 10-20 تا پسر در برابر استاد که گفت اگر دوست دارید برید حذف کنید چون اگر پروژه ندید و خیلی دانشجو تاپی هم باشید عمرا بتونید از من 14 بگیرید , فقط من بودم که برگشتم گفتم استاد ماها خیلی این درس رو دوست داشتیم که گرفتیم و یا ترم اخریم یا تو ترمی هستیم که خیلی درسهامون سنگینه و نه میتوانیم درس شما رو حذف کنیم نه به ما واحد دیگه میدن و اگر میشه شما کمی تخفیف بدین, برگشت گفت من خوشحال میشم کلاس خلوت تر باشه ،البته ناگفته نمونه که دل بچه های مردم رو شاد کردم چون حداقل یکی جرات کرده بود به این استاد تو!!! بگه!منم دیدم اصلا حوصله استاد زبون نفهم ندارم رفتم و با اون مسئول اموزشی که همه ازش میترسن حرف زدم و اون خیلی راحت(برخلاف انتظار همه) حرفم رو قبول کرد و من جلوی چشمهای بچه های کلاس و بعد از گذشت 18 روز از حذف و اضافه با خیال راحت این درس رو حذف کردم و یه درس دیگه گرفتم, البته ناگفته نمونه که 175 تومن بدهی داشتم و یه آن قلبم اومد تو دهنم!چون کارتم فقط به من 160 میداد و باز من مونده بودم که این 15 تا رو چی کار کنم که رفتم به مسئول بانک گفتم و ازش شماره کارتش رو گرفتم و ریختم به حسابش!آی حال داد آی حال داد که در عرض سیم ثانیه همه کارها دست شد.ولی الان حالم گرفتس چرا؟چونکه کلاسم ساعت 11.5 تشکیل میشه و من برای اینکه به اخرین سرویس برسم, دیر بیدار شدم و یا خیال راحت صبحونه خوردم و داشتم خوش خوشان حاضر میشدم و فکر میکردم که همه راه رو با اتوبوس میرم که دیر برسم که دیدم یکی زنگ میزنه,با یه استکان چای شیرین ودویدم تو حیات و در رو باز کردم که دیدم دایی جان با 2 شونه تخم مرغ جلوم وایساده میخنده!میگم به چی میخندی دایی میگه میدونستم کلاس داری اومدم دنبالت,اینارم بذار تو یخچال و بدو!!!!!میخواستم سرم رو بکوبم تو دیوار .سرویس آخر که چه عرض کنم از سرویس اول هم که ساعت 10 میرسید دانشگاه، زودتر رسیدم و ساعت 9.5 دانشگاه بودم .یه چیز دیگم هست دیشب رفتم مرغداری!کلی جوجه کوچولو دیدم ازشون عکسم گرفتم! بیام تهران حتما یه سری عکس ازشون میذارم!انقده گوگولی بودن,دلم الان جوجه خواست !پ.ن:حال روحی ندا خوب نیست یعنی افتضاحه فکر میکنم بیشتر به خاطر اونه که دارم برمیگردمپ.ن۲:عروسی یکی از بهترین دوستام جمعه بود ولی من نتونستم برم!کلی به دانشگاه فحش دادم و بخصوص به کلاس زبان!


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها