چند روز پیش این حس بهم دست داد که من با خصلت سیریش! بودنم, که از اون ظهرهای جمعه ای که به بابای علی(برادر گرام شماره 1!)گیر میدام که باید بریم من ورق A4 میخوام یا پاک کن ,یافتمش! میتوانم برم واسه ترم آخر مهمان بگیرم به یه قبرستون! دیگه .رفتم از مسئولین اموزش بپرسم که میشه پروژه اخر رو مهمان شد یا نه؟ که بعد از گفتگو با تعدادی مسئول عسل! فهمیدیم هیچ منع قانونی نداره این وسطها یه سرم رفتم پیش مسئول اموزش بعد به من ذل زده میگه اسمت رو برد هست؟میگم والا نمیدونم!گفت نه تو برو ببین!!!!بیا.رفتم وسط فنی وایسادم و بُرد میخواندم و هی جای ندا رو خالی میکردم که کجایی ببینی من دیگه عادت بُرد خونی رو از دست دادم! یهو دیدم برد اول اسم اول فامیلی منه!بعد مسئول اموزش میگه کلی دنبالت گشتم! تو پروندتم شماره تلفن نداشتی, اومدم بگم خوب نامه مینوشتید که تا گفت 17 تا واحدت حذف میشه بنده ترجیح دادم لال بشم!چشهام اندازه شیشه عینک اقاهه شد! بعد دید الان میکشمش گفت خوب نمره هات نیومده منم که حذفت نکردم, هنوز! منم گفتم خسته نباشید.هیچی دیگه معلوم شد از اونجا که هر دانشگاه آزاد یه قانونی داره, واحد دماوندم برای اینکه نمرات رو بفرسته باید 300 نفر نمره هام رو امضا میکردن و من خیلی شاد بعد از امتحانا حتی واسه دفاع پام رو نذاشتم اونجا! هیچی دیگه صبح به صبح, یه زنگ به بچه های دماوند میزنم یه سر به آقاهه که ما وقع رو واسش توضییییییییح بدم!
تازه اینکه هنوز خوب! یکی از بچه های ورودی 82 که “مهندسی نرم 1 “رو سه ترم قبل پاس کرده بوده و الان ” مهندسی نرم2 ” با من داشت به خاطر اینکه “ذخیره و بازیابی” که پیش نیاز مهندسی نرم1 هست رو پاس نکرده الان نرم یک و دوش رو حذف کردن با چنتا درس دیگه و چندتاشم تو کمسیون تشریف دارن!واقعا من از خدا کمال تشکر رو دارم که چشمهای کور مسئو لان را بعد از 3 ترم شفا داده است! من موندم این مدیر گروه تو اون دفترش چه نوع غلطی انجام میده!یکی بیاد جواب بده